به پیشگاه حضرت سلطان علی بن موسی الرضا علیه السلام

ای راهب کلیسا دیگر مزن به ناقوس
خاموش کن صدارا، نقاره می زند طوس
آیا مسیح ایران کم داده مرده را جان
جانی دوباره بردار با ما بیا به پابوس
آنجا که خادمینش از روی زائرینش
گرد سفر بگیرند با بال ناز طاووس
خورشید آسمان ها در پیش گنبد او
رنگی ندارد آری چیزی شبیه فانوس
رویای ناتمامم ساعات در حرم بود
باقی عمر اما افسوس بود و کابوس
وقتی رسیدی آنجا در آن حریم زیبا
زانو بزن به پای بیدار خفته در طوس

 

 

 

همیشــه قبل هر حـــــرفی برایت شعر می‌خوانم
قبــــولم کـــــــــــن من آداب زیارت را نمی‌دانم
نمـی‌دانم چــــــــــــرا این قدر با من مهربانی تو
نمــی‌دانم کنارت میــــــــــــــزبانم یا که مهمانم
نگـــاهم روبــــه‌روی تـــــــو بلاتکلیف می‌ماند
کـــه از لبخنــــــد لبریزم، که از گریه فراوانم
به دریا می‌زنم، دریا ضریح توست غرقم کن
دراین امواج پرشوری که من یک قطره از آنم
سکـــــــــــوت هرچه آیینه، نمازم را طمأنینه
بـریـز آرامشــــی دیرینـــــه در سینه پریشانم
تماشــــا می‌شـــــــوی آیه به آیه در قنوت من
تویـی شـرط و شروط من اگر گاهی مسلمانم
اگـر سلطان تویی دیگر ابایی نیست می‌گویم:
که مــــن یک شاعر درباری‌ام مداح سلطانم

 

از مجموعه اشعار شاعر گرانقدر: سیدحمیدرضابرقعی

 

/ 2 نظر / 35 بازدید
یاسین

آجرک الله یا صاحب الزمان.. [گل]

m

سلام من به طرزغیرقابل باوری گرفتارم. میشه برام دعا کنید؟