هوای دوست ...

 

 

هر آنچه منتظرش بودم اتفاق افتاد

دوباره عشق خود عشق کاردستم داد

کجاست آنکه مرا شرحه شرحه میطلبید

که باز عشق مرا تکه تکه داد به باد

اگر چه زیستنم از بهانه خالی بود

به یمن عشق پرم از بهانه های زیاد

پرنده ای که نگاهش از آسمان پر بود

بروی شانه خالیم آشیانه نهاد

مرا به اسم صدا کرد با زبان بهار

تمام زندگیم را به دست باران داد

" کسی به عشق مرا خواند در سیاهی محض

که هرگزم نرود نام آبی اش از یاد"

همان که سایه تا بیکرانه خودرا

قلندرانه فکنده براین خراب آباد

اتاق کوچک من از هوای دوست پر است

اتاق کوچک من بی هوای دوست مباد.

 

شاعر:سهیل محمودی (عشق ناتمام)

 

 

 

پ ن :پیشکش به آن من ...   و مهتاب شعرهایم

پ ن :اومدی موندی شکل دعا ...

پ ن : در وبلاگ دو قلو ها " دلگویه ها" به دعوت دوستان پرنیان اشعاری که در انجمن ادبی خوندم رو گذاشتم سربزنید .

/ 13 نظر / 48 بازدید
نمایش نظرات قبلی
delaram

دنبال کسے نیستم که وقتے میگم میرم بگه : نرو ! کسے رو میخوام که وقتے گفتم میرم بگه : صبر کن منم باهات بیام تنهــا نرو … !

delaram

خیلی چالبه جواب دادن تووب خودتون هزار درجه فرق داره باوقتی باهم صحبت میکنیم.....

delaram

. ای نارفیق.. به کدامین گناه ناکرده.. تازیانه می زنی بر اعتمادم ؟ زیر پایم را زود خالی کردی… سلام پر مهرت را باور کنم ، یا پاشیدن زهر خیانتت را ؟

delaram

نمیدانم بگویم بمان یا برو ؟؟؟ چرا که باور کرده ام به هیچ فعلی پایبند نیستی !!!

delaram

این تو نیستی که مرا از یاد برده ای این منم که به یادم اجازه نمیدهم حتی از نزدیکی ذهن تو عبور کند صحبت از فراموشی نیست ، صحبت از لیاقت است !!!

delaram

در خیالم پشت سرت آب ریختم نه برای اینکه برگردی ، تا پاک شود هرچه رد پای توست از زندگی .

یاسین

سلام بر پسر خاله ی ، خاله ریزه شاید باورت نشه نظرات رو ندیده بودم [خنده] [خنده]

یاسین

بالاخره وبلاگم افتخار داد [گاوچران]

یاسین

[گل]

یاسین

آپ کن دیگه بابا.......... منتظرم......... [متفکر]