حکایت ما...

 

 

نه غریبی آمد

ونه آشنایی رفت ... !!!

.............................................................................................................

پ ن:مونس شبهای من است کیکاووس باکیده و دکلمه بانو"

پ ن:"کتاب شاید فراموش‌ات کنم" را تمام کردم دقیقا در چهلمین روز گذشت واقعه

پ ن:مطلبی برای آن من  ... نوشتم که به در خواست او برای عزیزان میل میکنم تا بخوانندش. هرکه خواست ادرس بذاره

پ ن:مانده ام توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر میکنند...

 پ ن:به او که در سفر است و من بی قرار دیدن اویم.

/ 3 نظر / 35 بازدید
؟؟؟؟؟

ممکنه منم مطلبتون روبخونم

دوقلوها

شايد فراموش ات كنم ... صفحه اولش را يادم هست ... چه شد؟؟؟

الهه

همه ی پل های پشت سرم راخراب کردم ! از عمد ، راه اشتباه را نباید برگشت ...