آه... بی تو .....

آه
غربت با من همان کار را می‌کند
که موریانه با سقف
که ماه با کتان
که سکته قلبی با ناظم حکمت
گاهی به آخرین پیراهنم فکر می‌کنم
که مرگ در آن رخ می‌دهد
پیراهنم بی‌تو آه
سرم بی‌تو آه
دستم بی‌تو آه
دستم در اندیشه دست تو از هوش می‌رود …
غلامرضا بروسان

/ 1 نظر / 6 بازدید
حدیث

سلام جناب قربانزاده دیرگاهی ست مطلبی منتشر نمیکنید... نه در این وب نه در وب دلگویه ها منتظر قلم فرسایی شماییم . حمید و حدیث