آمدم عاقبت ... اربعین 1391

سلام!

  ایام اربعین سید و سالار ، ارباب عالم ، افضل الشهدا حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام رو تسلیت عرض میکنم.
  این ابیات رو امشب تو جلسه خوندم
گفتم بذارم تو این پست ... باشه که ارباب صله نوکری مارو ببره کربلا
به یاد کاروانی که پارسال و سال قبلش تو مسیر نجف تا کربلا باهم میرفتیم و میخوندیم:

"" تو دل بارون    زیارت نامه میخونه دل مجنون     به لب اذن دخوله تا توی ایوون   طلای تو""
""از دلم یه پل تا حریم تو میزنم همیشه    
   جون مادرت هیچ کجا برام کربلا نمیشه""

به یاد همه همسفرام.حمزه یوسف پور.حاج اقاشمس.سید محمدرضایعقوبی.
جوادپورحسنی.کاظم بخشی.صادق حسین‌پور.حمید چشمه نور.رضامیثاقی.رضااحمدی. و . . . همه اونایی که باهم بودیم

زبانحال عمه سادات حضرت زینب سلام الله علیها

آمدم عاقبت پس از عمری      بر مزارت نه ، برمزار خودم
آمدم های های گریه کنم      به دل خون و داغدار خودم

چند وقتی است بغض سنگینی      به گلویم نشسته می‌بینی؟؟
کار خود را فراق با من کرد      کمرم را شکسته می‌بینی؟؟

شانه های ضعیف طفلانت      خواهرت را کشان کشان آورد
هرکه اینجا رسیده سوغاتی      سرورویی پر از نشان آورد

شرح این راه را یتیمانت      با زبان اشاره می‌گویند
با لبی زخم خورده چاک و کبود      با تنی پاره پاره می‌گویند

شام با من چه کرده می‌بینی؟؟      روی پیشانیم پر از چین است
بعد از این ضجه‌ای نمیشنوم      گوشم از تازیانه سنگین است

با اشاره رباب می‌گوید      هیچ داغی شبیه این غم نیست
بین گهواره ،نه ببین زینب      کودکم بین قبر خود هم نیست

از سرت بی‌خبر نبودم که      هر شبی دست این و آن دیدم
با کمی لخته خون عقیقت را      من به انگشت ساربان دیدم

بود بر گیسوان تو جای       پنجه چند تا زنازاده
زود فهمیدم از محاسن تو       که سرت در تنور افتاده

کاش می‌شد که بوریا بودم       تا نگهدارمت همیشه تو را
کاش می‌شد که بوسه‌ای بزنم       باز حلقوم ریش ریش تو را

اربعینی گذشت اما باز       نیزه‌هاشان هنوز در خاک است
لخته خونهای خشک بر تیغ است       تیرهای شکسته بر خاک است

یاد عصری که دیدمت اینجا       بعد غارت عجیب می‌خندند
حرف سوغات بود و با عجله       از تنت تکه تکه می‌کندند

پای من جان نداشت تا آید       بی اثر بود هر چه کوشیدم
از سراشیب تند آن گودال       تا کنار تن تو غلطیدم

سر عمامه و عبایت ، نه       بود دعوا برای پیرهنت
دستهایم برید وقتی که       تیغها را کشیدم از بدنت

شاعر:؟؟؟؟؟؟

/ 1 نظر / 34 بازدید
الف لام میم . . .

فکر کردم امسال هم مشرف شدی . . . جات خالی . . . قیامت بود پیاده روی . . .