تنها یک جمله کوتاه

((چکاوک ))

امشب یهو دلم کودتا کرد... تو رو می خواست.. سرم رو کردم زیر بالشت ،آروم به دلم گفتم:خفه شو... دوره ی دموکراسی گذشته... می زنم لهت می کنما!!!!

...........................................................................................

((  غریب قریب  ))

آیینه...زلال...نرم ...مرمر...دل تو
یک دهکده لبریز کبوتر دل تو
من قلک قلب خویش را میشکنم
یک خانه اجاره می‌کنم در دل تو

 

 

در ذهن نیافرینمت میمیرم
از وهم اگر نچینمت میمیرم
ای عادت چشمهای بی حوصله ام
یک روز اگر نبینمت میمیرم

 

 

به قول حسین پناهی:
قطعا روزی صدایم را خواهی شنید...
روزی که نه صدا اهمیت دارد
و نه روز ...

 

 

عبارتی که به ییلاق ذهن وارد شد:
وسیع باش
و تنها
وسر به زیر
و سخت.

 

 

میگذره این روزا از ما
ماهم از گلایه هامون ....

 

 

وسط کوچه مانده‌ام تنها
با من انگار خانه‌ها قهرند
آی بن‌بست های تو در تو !
دوستانم کجای این شهرند؟؟؟

 

 

تو اگر میدانستی
که چه زخمی دارد
خنجر از ذست عزیزان خوردن
از من خسته نمیپرسیدی!
آه ... ای مرد ...
چرا تنهایی ؟؟؟؟

 

 

آموختم ...
که خدا عشق است
و عشق تنها خداست
آموختم...
که وقتی ناامیدمیشوم
خدا با تمام عظمتش عاشقانه انتظار میکشد
تادوباره به رحمتش امیدوار شوم
آموختم...
اگرتاکنون به آنچه خواستم نرسیدم
خدابرایم بهترینش را در نظر گرفته
و آموختم ...
که زندگی سخت است
ولی من از او سخت ترم ...

 .....................................................................................................................
.....................................................................................................................

((منتظر تنها ))

دیروز پینوکیو آدم شد و امروز آدمها پینوکیو !
من از عاقبت مادربزرگ میترسم اگر فردا شنل قرمزی گرگ شود ...

 

 

ماهیگیر دلش سوخت اینبار ماهی بود که از تنهایی قلاب را رها نمیکرد...

 

 

کافه‌چی قهوه‌ام را شیرین کن
آن روزها که تلخ میخوردم روزگارم شیرین بود...

 

 

گاهی برای دلم پدر میشوم
برسرش فریاد میزنم بس کن تو دیگر بزرگ شده ای...

....................................................................................................................
....................................................................................................................

(( دلارام  ))

 

ترکت میکنم ، تا هر سه راحت شویم …
من ، تو و رقیبم
من از قید تو ، او از قید من و تو از قید خیانت …
.

 

 

درشب فاصله ها ، خاطره ها مهمان من است
یاد تو روشنی کلبه ویران من است

 

 

زیباست یادت،
اگر خودت بودی چه غوغایی میکردی!

 

 .............................................................................................
.............................................................................................

 (( دلگویه هایم )) 

 

چه بی انصاف است
نامه رسانی که
هر روز زنگ تمام خانه ها را می زند،
یک بار حتا به اشتباه زنگ خانهِ مرا نگاه هَم نمی کند...

ایــرج.تمجیــــدی

 

 

 

 

 

رفیقان دوستان ده ها گروهند
که هر یک در مسیر امتحانند
گروهی صورتک بر چهره دارند
به ظاهر دوست اما دشمنانند
گروهی وقت حاجت خاک بوسند
ولی هنگام خدمتها نهانند
گروهی خیر و شر در فعلشان نیست
نه زحمت بخش و نه راحت رسانند
گروهی دیده ناپاکند هشدار
نگاه خود به هر سو می دوانند
براین بی عصمتان ننگ جهان باد
که چون خوکند و بل بدتر از آنند
ولی یاران همدل از ره لطف
به هر حالت که باشند مهربانند
رفیقان را درون جان نگه دار
که آنان پر بهاتر از جهانند

فریدون مشیری

 

 

 

 

 

من تمنا کردم
که تو با من باشی
تو بمن گفتی:
هرگز
هرگز
پاسخی سخت و درشت
ومرا غصه این هرگز کشت ...

حمید مصدق

 

 

 

 

 

غرور من که به ملک سخن خدایی کرد
دریغ در طلب آشنایی با تو
وفا و عشق تو را
چون گدا
گدایی کرد.

حمید مصدق
.............................................................................................

((سرکارخانم نونا ))

 

من چیز زیادی از دست ندادم با رفتنت !

   کمی دلم شکست ، شب ها گریه کردم . یادگارش سردرد هرشبم شد!

   یکم از آرام زندگی کردن فاصله گرفتم!
   ...
   چیز زیادی نشده باور کن !

   تو بیشتر از من باختی !

   تو عاشق ترین قلب دنیا را باختی...

 

..............................................................................................

     (شیشه و سنگ )

   آدمها رو زیاد تنها نذارین ، تو تنهاییشون یه دنیایی برا خودشون

میسازن که دیگه شما توش نیستین ........

......................................................................................................................

/ 36 نظر / 547 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شیشه و سنگ

آدمها رو زياد تنها نذارين ، تو تنهاييشون يه دنيايي برا خودشون ميسازن كه ديگه شما توش نيستين ........

منیژه

سلام خوبی؟ کدش روبرداشتم بیاببین

منیژه

وبلاگت قشنگه مثل براخودمه!!!

بارانــه

درشب فاصله ها ، خاطره ها مهمان من است یاد تو روشنی کلبه ویران من است واقعن زیباست

چکاوک

اگر چهار تکه نان خوشمزه باشد و شما پنج نفر باشید ،کسی که اصلا از مزه ی نان خوشش نمی آید« مادر »است!!!

چکاوک

امشب یهو دلم کودتا کرد... تو رو می خواست.. سرم رو کردم زیر بالشت ،آروم به دلم گفتم:خفه شو... دوره ی دموکراسی گذشته... می زنم لهت می کنما!!!!

طغرلی

سلام این جمله یادم نمی رود (فراموشی چقدر نزدیک است)

نسیـــــــم

در ره منزل لیلی خطرهاست در آن شرط اول قدم آن است که مجنون باشی... و این جمله " میبیند اگر ذره ای اندر ته دریاست " که مرجع این جمله خداست... خوشحال میشم به وب من هم سری بزنید وبتون عالی بود.

هانیه

خوش ب حال نونا. برا یه بارم که شده عشقو تجربه کرده