عمیق ترین درد

عمیق ترین درد زندگی
 
عمیق ترین درد زندگی مردن نیست




 بلکه نداشتن کسی است که

الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند و تو از او رسم محبت بیاموزی.

عمیق ترین درد زندگی مردن نیست

 

بلکه گذاشتن سدی در برابر

رودیست که از چشمانت جاری است.


عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه پنهان کردن قلبی است

که به اسفناک ترین حالت شکسته است.


عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه نداشتن شانه های محکمی

 است که بتوانی به آن تکیه کنی و از غم زندگی برایش اشک بریزی.


عمیق ترین درد زندگی مردن نیست

 

 

بلکه ناتمام ماندن قشنگترین داستان

زندگی است که مجبوری آخرش را با جدایی به سرانجام برسانی.

 

عمیق ترین درد زندگی مردن نیست

 

بلکه نداشتن یک همراه واقعیست

که در سخت ترین شرایط همدم تو باشد. 
 

عمیق ترین درد زندگی مردن نیست

 

بلکه به دست فراموشی

سپردن قشنگ ترین احساس زندگی است.

 

عمیق ترین درد زندگی مردن نیست


 

بلکه یخ بستن وجود آدم ها و
بستن چشم هاست.

.............................................................................................
.............................................................................................

پ ن : پست فوق به قلم من در وبلاگ "دلگویه هایم" منتشر شده بود که پیرو هماهنگی با حمید عزیز در این وبلاگ هم منتشرشد.

پ ن :کسی از ما نمیپرسه که بهارمون کجاس!!!

/ 5 نظر / 7 بازدید
؟؟؟؟

دفتری بود که گاهی من و تو می نوشتیم در آن از غم و شادی و رویاهامان از گلایه هایی که ز دنیا داشتیم من نوشتم از تو: که اگر با تو قرارم باشد تا ابد خواب به چشم من بی خواب نخواهد آمد که اگر دل به دلم بسپاری و اگر همسفر من گردی من تو را خواهم برد تا فراسوی خیال تا بدانجا که تو باشی و من و عشق و خدا!!! تو نوشتی از من: من که تنها بودم با تو شاعر گشتم با تو گریه کردم با تو خندیدم و رفتم تا عشق نازنیم ای یار من نوشتم هر بار با تو خوشبخترین انسانم… ولی افسوس مدتی هست که دیگر نه قلم دست تو مانده است و نه من!!!

لایک ...

ناهید

سلام مثل همیشه قشنگ ...

دوقلوها

بابا يكم ازين نظرات رو سرازير كنيد دلگويه ها جاي دوري نميره بخدا

دوقلوها

شعر زيباي يغماي عزيز... بهارمون كجاس؟؟؟