اربعینی تا محرم

سلام !

40روز تا اغاز ماه محرم مونده
گفتم به پیشگاه حضرت ارباب هدیه ای ناقابل ؛ کمتر از ران ملخ به سلیمان بلا؛ تقدیم کنم. باشد مقبول نظر واقع گردد.

یوسف، ای گمشده در بی سر وسامانی ها
این غزل خوانی ها، معرکه گردانی ها
 سر بازار شلوغ است،‌ تو تنها ماندی
همه جمع اند، چه شهری، چه بیابانی ها
 چیزی از سوره ی یوسف به عزیزی نرسید
بس که در حق تو کردند مسلمانی ها
خواب دیدم که زلیخایم و عاشق شده ام
ای که تعبیر تو پایان پریشانی ها
‹‹این چه شمعی است که عالم همه پروانه ی اوست››
این چه پروانه که کرده است پر افشانی ها؟
 یوسف گمشده! دنباله ی این قصه کجاست؟
بشنو از نی که غریب اند نیستانی ها
 بوی پیراهن خونین کسی می آید
این خبر را برسانید به کنعانی ها

 

یاعلی؛التماس دعا

/ 1 نظر / 26 بازدید
آزاده

چهل روز...چهل روز...چهل روز...چهل روز... آه که بی تابم و تشنه ....