و او پرید ....

 

سرخ و غلیظ در شریانم وزیده ای
شعرست یا جنون به زبانم وزیده ای؟


مثل نسیم نیمهء مرداد ماه گرم
در ظهر چشمهای جوانم وزیده ای

من گم شدم درست زمانی که آمدی
تو از کدام سمتِ جهانم وزیده ای؟

مثل بهار، آمدنت ناگهانی است
در من بدون آنکه بدانم وزیده ای!

این بار چندمست که من عاشقت شدم؟
این بار چندمست به جانم وزیده ای؟

حرفی بزن که شعر شود در دهان من
حالا که باز در هیجانم وزیده ای

باران و عشق حادثه ای آسمانی اند
باران گرفته است گمانم وزیده ای

مژگان عباسلو

 

پ ن : به صفحه من در اینستاگرام سر بزنید

/ 0 نظر / 32 بازدید